تبليغاتX
گل یخ

گل یخ

بیا حال کن

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 خرداد1385ساعت 9:18 بعد از ظهر  توسط زیبای من  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 خرداد1385ساعت 9:10 بعد از ظهر  توسط زیبای من  | 

+ نوشته شده در  شنبه 6 خرداد1385ساعت 6:56 بعد از ظهر  توسط زیبای من  | 

اه از نا مردی هایی روزگار

+ نوشته شده در  شنبه 6 خرداد1385ساعت 6:53 بعد از ظهر  توسط زیبای من  | 

+ نوشته شده در  شنبه 6 خرداد1385ساعت 6:51 بعد از ظهر  توسط زیبای من  | 

دوستت دارم  به اندازه تمام دلتنگیهایم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 اردیبهشت1385ساعت 6:52 بعد از ظهر  توسط زیبای من  | 

به خدا التماس کردم تا چرخ روزگار را بر وفق مراد تو

بچرخاند وکاری کند تا الهه عشق  از من روی برگرداند

دعایم مستجاب شد

ومن حالا به پاس این نعمت زمین ماه وستارگان را

به حرمت شکوه عشق تقدیس می کنم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 فروردین1385ساعت 7:48 قبل از ظهر  توسط زیبای من  | 

به ستاره قلبم

طنین لبخند غنچه ای سرخ در اغوش بهار را می شنوم :

پلک های خیس باران را می بوسم پر توی طلایی رنگ

خورشید را حس می کنم وبا تمام وجود عشقت را

می ستایم. ترا می سرایم در روح باران در عطر گل

بوته های شب بو .ترا می خوانم در نسیم سبز رویش

ودر امتداد افق نگاهت را نقاشی می کنم

چرا که با تو همه چیز رنگ دیگری دارد من این همه زیبای

را مدیون وجود تو می دانستم ودوست دارم جاده عشق را

تا سر منزل بودن با تو از گلبرگ های شقایق سرخ سنگفرش کنم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 فروردین1385ساعت 7:41 قبل از ظهر  توسط زیبای من  | 

تقدیم به پدر ومادرم

چشمانتان زلال چون آسمان است ونگاهتان

نورانی چون آفتاب : دستانتان سخاوت ابر است

وکلامتان ترنم باران .

بر دستان خسته تان بوسه می زنم وپاس می دارم

عشق ومحبتی را که سالها نثارم کردید

                         پدر ومادرم دوستتان دارم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 فروردین1385ساعت 7:30 قبل از ظهر  توسط زیبای من  | 

برای تو

 

آن روز که رفتی من گریه کردم هر چند نتوانستم قطره اشکی بدرقه راهت کنم اما

در دل اشک ریختم.تو رفتی ومن سکوت را به فریادی بدل کردم واحساس دوست

داشتن را به عمق وجودم رساندم که تا ابد چشمان  قهوایت درآن جای گیرد. تو

رفتی ومن بهانه تمام دلتنگی هایم را در لحظه های با تو بودن خلاصه کردم واز

عشق تو در دلم  معبدی ساختم که در آن هر لحظه به عبادت عشق تو بپردازم

                                   ای عزیزم.......

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 فروردین1385ساعت 3:38 بعد از ظهر  توسط زیبای من  | 

ستاره خیال من

ستاره خیال من

تو را در کدامین شب بجویم

وقتی که هر شب

هویت تو را به وسعت گریه در می یابم

ای کاش در آسمان مه آلوده ذهنم

به تمامیت تو دست می یافتم

آنگاه: خورشید خیال من می شدی

در روزهای سرد تنهایی

گل همشیه بهارم من  عزیزم

+ نوشته شده در  دوشنبه 28 فروردین1385ساعت 7:28 قبل از ظهر  توسط زیبای من  | 

          یک زن عشق را پاس می دارد هر چه را

        که می تواند به قربانگاه عشق می آورد آن

       چه را که فدا کردنی است فدا می کندآن چه

      را که تحمل کردنی است تحمل می کند اما ..

     هرگز به منزگاه دوست داشتن به گدایی نمی رود.

+ نوشته شده در  شنبه 26 فروردین1385ساعت 9:25 قبل از ظهر  توسط زیبای من  | 

ای بی وفا

بخوان آری از درد جدایی از درد دوری از درد بی مهری واز درد بی کسی

بخوان که عاشقانه در انتظارم بخوان که حتی در واپسین لحظات زندگی ام

به شوق دیدار تو در انتظارم ای مرغک خیال من را با خود به دیار عاشقان

ببر آنجا که جدایی ها به پایان می رسد آنجا که بی مهری ها وبی وفایی ها

مرده ومهربانی ها زنده می شوندآنجا که دیگر موسیقی جدایی نواخته نمی

شود وبرگهای زرد ونارنجی درختان سبز می شوند وجان می گیرند

+ نوشته شده در  شنبه 26 فروردین1385ساعت 9:13 قبل از ظهر  توسط زیبای من  | 

تقدیم به برادر از دست رفته ام

            ای نریمانم .ای چشمه مهربانی

      کاش تا قیامت می توانستم کنار تو بنشینم

     واز نفس تو جانی دوباره بگیرم کاش هرگز به

     نمی رفتی اگر چه زمین برای وسعت مهربانی

     تو کوچک بود

+ نوشته شده در  شنبه 26 فروردین1385ساعت 8:40 قبل از ظهر  توسط زیبای من  | 

 

     تو که نباشی دیگر نه انتظار نه فاصله

      معنی دارد وقتی  تو نخواهی  وقتی

      تو نباشی همه چیز یر مدار صفر می گردد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 فروردین1385ساعت 1:20 بعد از ظهر  توسط زیبای من  | 

کاش می شد...........

      • کاش می شد روزی که وعده ها بی خیانت بگیرن
      • کاش می شد روزی نیاد دورغ ونیرنگ وریا جای صداقت بشینن
      • کاش می شد نیاد مردم ماعشق وفراموش  بکن
      • کاش می شد روزی نیاد ستاره ها شبها رو خاموش بکن
      •  کاش روزی نیادشاپرکها از تو ی خونه ها برن
      • کاش روزی نیاد کبوترا پر بزنن تنها برن
      •  
+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 فروردین1385ساعت 1:0 بعد از ظهر  توسط زیبای من  | 

به تو که همین نزدیکی های .نزدیکتر از همه جا

کاش می شد ازنگاه آدم ها صافی دلهایشان را دید

واز بر ق نگاه های عیار خلوص دل هایشان را دانست

ولی افسوس که پشت همه این نقابهای معصوم شبی سیاه خفته.

ای نازنین ترین می خواهم تنها به تو بگویم تویی

که معنای  عشق را می فهمی وباران اشک هایم

را می بینی. در خلوتگه دلم جایی تو خالی تر از همشیه است

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 فروردین1385ساعت 11:7 قبل از ظهر  توسط زیبای من  | 

ای عزیز جانم  . من برای مرگ خود یک بهانه می خواهم

یک بهانه پوچ عاشقانه می خواهم

از غمی که می دانی با تو بودم مرگ است

بی تو بودنم ننگ است

گر بهانه این باشد من بعانه میگرم وعاشقانه میمیرم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 فروردین1385ساعت 10:21 قبل از ظهر  توسط زیبای من  | 

عشق یعنی؟

عشق یعنی دل سپردن در جنون

عشق یعنی در دل دیوانه .خون

عشق یعنی اشک چشم عاشقی

خندهی مشعوقه ی نالایقی

عشق یعنی رفتن از شهر نگار

با دوچشم تر به سوی روزگار

عشق یعنی بی وفایی های یار

عشق یعنی سالها در انتظار

عشق یعنی جان سپردن بین راه

عشق یعنی قطره های اشک وآه

عشق یعنی لاله های مرده رنگ

عشق یعنی دل سپردن بهرسنگ

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 فروردین1385ساعت 10:8 قبل از ظهر  توسط زیبای من  | 

اگر مردم من را در تابوت سیاهی بگذارید که همه بدانندکه سیاه بخت از این دنیا رفتم

دستانم را از تابوت بیرون بگذارید تا همه بدانندکه دست خالی ازاین دینا پابه عالم دیگری گذاشته ام چشمانم را باز بگذارید تا همه بدانندکه چشم انتظار از این دنیا

رفته ام وآنگاه که من را دفن کردند تکه یخی برروی سنگ مزارم بگذارید تابه جایی تو برایم گریه کند وهمه بدانند که من با دنیایی از ارزو هایی دست نیافتنی از این دنیا رفته ام وآنگاه مرا بدست مردان بسپارید که در این دنیا هدیه ای نا قابل وجسمی بی ثمره را تقدیم زمین کرده ام

می رسد روزی که بی من لحظه ای را سر کنی

می رسد روزی که مرگ عشق را باور کنی

می رسد روزی که تنها در کنار دفترت

شعر های کهنه ام را مو به موباور کنی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 فروردین1385ساعت 9:43 قبل از ظهر  توسط زیبای من  | 

تولدت مبارک عشق من

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 فروردین1385ساعت 5:16 بعد از ظهر  توسط زیبای من  | 

 

يه چشم هميشه بايد توش اشک باشه ، وگرنه ميسوزه .

يه دل هميشه بايد توش غم باشه ، وگرنه می شکنه .

يه کبوتر هميشه بايد عشق پرواز داشته باشه ، وگرنه اسير ميشه .

يه قناری بايد به خوش آوازيش ايمان داشته باشه وگرنه ساکت ميشه .

يه لب هميشه بايد توش خنده باشه وگرنه زود پير ميشه .

يه صورت هميشه بايد شاد باشه وگرنه به دل هيچ کس نمی چسبه .

يه دفتر نقاشی بايد خط خطی باشه وگرنه با کاغذ سفيد فرقی نداره

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 فروردین1385ساعت 3:9 بعد از ظهر  توسط زیبای من  | 

نه مي خوام بين من و بين دلش جنگ بشه

نه مي خوام عشقي كه اون نداره كم رنگ بشه

من فقط يه چيزي از خدا مي خوام، دلم مي خواد

واسه يكبارم شده دلش برام تنگ بشه

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 فروردین1385ساعت 3:5 بعد از ظهر  توسط زیبای من  |